|
2.
خواننده
بايد به عنوان متن نگاه كند
ودرباره
معناي آن فكر كند وبر روي
كلمات اصلي عنوان درنگ كند.((تيتر))مفهوم
اساسي يا
اصلي متن منتخب است
3.
خواننده
بايد فقط مقداري از پاراگراف
را،كه براي دست يابي به مفهوم
اصلي لازم است ،بخواند.احتمالا
خواندن اولين واخرين جمله هر
پاراگراف كافي است
4.
او
بايد به دنبال ابزارهاي ترسيمي
نظير تصاوير،نقشه ها
،عكسها،نقاشيها و نمودارها
بگردد.آنها،در مقايسه با
متن،اطلاعات بيشتري
ارايه مي
كنند
5.
او
بايد هدف نويسنده را بفهمد.بايد
بداند منظور نويسنده والگوي
فكري او چيست؟ خواننده مي كوشد
تا سازماندهي افكار نويسنده را
از طريق عناوين فرعي ،تقسيمات
فرعي و بخشهاي جزئي
در نوشته او بفهمد
6.
خواننده
بايد بكوشد تا ترتيب مضا مين
پاراگراف را بفهمد ،آيا نويسنده
ايدهاي خود را بر اساس ترتيب
زماني بصورت منطقي يا به گونه
آماري بيان كرده است؟ ايا مطالب
در يك سازماندهي منظم ((يك،دو،سه))مرتب
شده اند؟
7.
خواننده
بايد براي يافتن وپي گيري مفهوم
اساسي متن تلاش كند.او نبايد وقت
وتوان خود را صرف حفظ جزيياتي
نظير تاريخها،اسامي،شماره ها
واطلاعاتي از اين قبيل كند
8.
خواننده
نبايد جمله را كلمه به كلمه
بخواند.بايد كلمات كليدي متن را
بخواند و بقيه را فقط از
نظر بگذراند و از انها عبور
كند.او بايد كوشش كند معاني
كلماتي را كه نمي داند حدس بزند .اگر
معناي كلمه اي را نفهميد ،نبايد
توقف كند وآن را دوباره بخواند.بايد
متن را ،هر چقدر مي تواند ،سريع
بخواند ،ولي نه آنقدر سريع كه
حتي به طور سطحي نيز معنا را
در نيابد.
ـ
خواندن پژوهشي
((خواندن
پژوهشي )) نوعي
سريع خواني است كه از ان براي
بخاطر سپردن
اطلاعات مخصوصي نظير تاريخ
تولد ،درجه حرارت و…
استفاده مي شود. در خواندن
پژوهشي .خواننده نيازي به
خواندن همه سطرها ندارد.او از
سطرها وصفحه ها.به منظور يافتن
اطلاعات ويژه ،به سرعت عبور مي
كند.خواننده در اين روش ،تنها به
اطلاعاتي كه در پي آنهاست توجه
مي كند .
|